شمس الدين محمد كوسج

مقدمه 37

برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )

ج ) در هيچ‌يك از منابع ، برزونامه و بيژن‌نامه را به وى نسبت نداده‌اند . د ) چنان‌كه خواهيم ديد ، با توجّه به ويژگىهاى سبكى اين منظومه ، بخشى از آنكه تخلص عطايى در آن ديده مىشود از سروده‌هاى قرن دهم است و بخش ديگر در قرن هشتم سروده شده است و اين دوران با عصر عطاى يعقوب سازگار نيست . در جاى خود توضيح داده خواهد شد كه بخش دوم برزونامه كه گويندهء آن شاعرى است با تخلص عطايى ، داستان‌هاى آن به شدّت متأثر از داستان‌هاى عاميانه است و به تعبير دقيق‌تر مجموعه‌اى از داستان‌هاى عاميانه است كه شمارى از قهرمانان آن هم‌نام پهلوانان حماسه‌هاى ملى ايران هستند و اين عطايى پيش از نظم اين منظومه بيژن‌نامه را سروده بود كه تحريرى ديگر از داستان بيژن و منيژه در شاهنامه است و اغلب بيت‌هاى آن را هم از شاهنامه انتحال كرده است و دربارهء خودش مىگويد : كه با ديو و جادو بود كار او * ز افسانه گرم است بازار او پرواضح است كه بين نوع مشغوليّت و فعاليّت‌هاى ادبى اين عطايى با عطاى يعقوب ، قصيده‌سراى متبحّر در ادب تازى ، كم‌ترين مشابهتى ديده نمىشود . مثل روز روشن است كه بلوشه ، هنگام اين اظهارنظر ، با اين توهّم كه همهء مقلدان فردوسى در قرن‌هاى پنجم و ششم مىزيسته‌اند ، جلد اوّل مجمع الفصحاى رضا قلى خان هدايت ، چاپ قديم تهران ، را پيش چشم داشته و چون به نام عطا بن يعقوب مىرسد ، نزديكى و شباهت نام وى با عطايى ، گويندهء برزونامه ، وى را وسوسه مىكند و با تحريف عطا به عطايى ، به زعم خود ، شاعر منظومه را شناسايى مىكند و متأسفانه غلطى را رواج مىدهد كه بعدها به همهء منابع راه مىيابد . دليل بر اين مدعا آن است كه فقط هدايت در مجمع الفصحا و بلوشه در فهرست دستنويس‌هاى كتابخانهء ملى پاريس به غلط نسبت عطاى يعقوب را رازى نوشته‌اند و بقيه غزنوى گفته‌اند و همين صحيح است . با اين مقدمات از اين پس ، فقط به معرفى برزونامهء كهن مىپردازيم و مطالب گفتنى دربارهء برزونامهء جديد را به مجلد دوم اين كتاب وامىگذاريم .